لارا جانلارا جان، تا این لحظه: 14 سال و 23 روز سن داره

روز های شیرین

لالایی

سلام دوستای نانازی من امروز تو سایت ایزی بیبی لایف خوندم که بهتره برا نی نی نیومدمون یه لالایی انتخاب کنیم و براش بخونیم تا از الان بهش عادت کنه! البته از قبل شنیده بودم ولی امروز دنبال چندتا لالایی گشتم و یکیو پیدا کردم که خوشم اومد. متنشو اینجا میذارم و خودشم برا آهنگ وبلاگ گذاشتم فعلا اینو برا لارای کوچولوی خودم میخونم بعد چندتا دیگشم اضافه میکنم. آدرس سایت لالابای هم براتون میذارم خواستین برین سر بزنین کلا مطالب مفیدی داره برا نی نی ها و مامانا... Angels watch over my baby, Grant her a lifetime of your care So that even when I can not be with her I'll know you will always be there. Angels watch over my baby, Grant her a lifetime of...
31 مرداد 1391

آهنگ جدید+زلزله!+سکسکه

سلام مامان نازیا بالاخره بعد از کلی تلاش و کوشش آهنگ مورو علاقه مو یابیده و کد آهنگشو درست کرده و بر روی وبلاگمان نصبیدم  این آهنگو خیلیی ذوست دارم تازه کلیپشم خیلی نازه واسه یه دخمل کوچولو خونده شده مثل دخمل نازی من! مامانش میخونه واسه دخترش!!! مشنوین مشکلی که نداره الو الو صدا میاد؟!؟  این آهنگو برا نی نی جونم میخونم فک کنم اونم خوشش میاد +این چندروزه انقد پس لرزه حس کردیم که دچار توهم زلزله شدم کلا! حالا بعضی وقتا کوچولوی شیطونم تکونای چندریشتری میخوره که فکر میکنم زلزله اومده و این شکلی میشم  بعدش میفهمم بعله خانم کوچولو داره تکون میخوره!!!  مثلا همین الان همچین تکونی دادن مامانشونو که کم موند پاشم فرار کنم!!!&nb...
27 مرداد 1391

ویزیت دکتر+نگرانی هابرطرف شد

سلام... خیلی حالم خوب نبود نه برای خودم چون خبر زلزله رو شنیدم خیلی تاثیر بدی داشت روم تازه بعد از دیدن عکسای صحنه های زلزله چند ساعت بی اختیار اشک میریختم... اگه میتونستم حتما برا خون دادن میرفتم اما فعلا خودم هم کم خونم! مخصوصا اون صحنه ای که یه مادر سر جنازه دوتا بچه ش گریه میکرد دیگه کنترل خودمو از دست دادم. حس مادرانه رو الان بهتر میفهمم....خیلی سخته! خدارو شکر همسرم حداقل میخواد کمک بکنه و بره خون بده ولی من کاری از دستم بر نمیاد فعلا. دیروز برا نشون دادن نتایج آرمایش رفتم پیش خانم دکتر و رشد دخترکم و وضعیت خودم رو بررسی کرد خدارو شکر دختر جونم خوب رشد میکنه و خودم هم توی این 1 ماه 2 کیلو اضافه کردم  مشکل کم خونی هم به نظر خانم ...
23 مرداد 1391

از هر دری سخنی 1

سلام به همه مامانای گل و نی نی های تو راه و بین راه و اول راهشون! انقد این حاملگی سر آدم رو گرم میکنه که تازه متوجه شدم دیگه چیزی از مرداد ماه هم نمونده و من هیچی از تابستون نفهمیدم انقد که زود گذشت. آخرای حاملگی هم که تازه سخت تره و هیچی هم نشه آدم حوصله تکون خوردن نداره. منم که همه کارام جمع شده واسه این روزای آخر. هنوز خبری از سرویس خواب دخترم نیست کاغذ دیواریشم قراره امروز با بابا رامین نصب کنیم اما تا الان که ساعت ١٢ ظهره هیچ اقدامی نکردیم! فقط کاغذارو خریدیم گذاشتیم تو اتاق که اونم نمیدونیم سرتاسر دیوارو بزنیم یا نصفشو با حاشیه !!! دیروز بالاخره رفتم آزمایش مجدد دادم اما متاسفانه انگار کم خونم و منتظرم فردا برم ببینم دکتر چ...
20 مرداد 1391

من برگشتم

سلاااااااااام بالاخره ابنترنتمون بعد از مدتها وصل شد و من با کلی حرف برگشتم اما مشکل اینجاست که تا همین الان که فهمیدم نت وصل شده کلی حرف داشتم اما الان همشون پریدن از ذهنم! حالا یه چیزایی مینویسم تا هیجانم کمتر که شد بیام درستشون کنم! تو این مدت که نبودم رفتم مدل سرویس خواب دخترمو عوض کردم و این هفته انشا... میان و اتاق کوچولو برا اومدنش حاضر میشه! موکت کف اتاق هم به لطف بابایی مهربون دخترم حل شد و الان آماده شده واسه پرده و بقیه خرده کارا. +یه کم از خودم: از وقتی وارد هشت ماهگی شدم شکمم انگار از تو داره پاره میشه حالا خوبه فقط ٩٨ سانته انقد اذیت داره! آزمایشای خانم دکترو بالاخره بعد از کلی تاخیر رفتم دادم هنوز نتیجه شو نگرف...
14 مرداد 1391

سونو+ست مامان دوز

سلام دوستای خوب ما بالاخره رفتیم سونو گرفتیم و بعد از دو ماه دختر نازمونو دیدیم.خدا رو شکر سالم بود و برامون دست تکون میداد! خوبی بعدیش این بود که دلمون قرص شد نی نی دختره! آخه هر کی منو میدید بهم میگفت حتما اشتباه شده وضعیت تو به پسر میخوره اما ما ثابت کردیم که به ظاهر قضیه نیست و هر کی شرایط خودشو تو حاملگی داره. امروز واسه دخترم یه ست خواب دوختم خودم که خیلی خوشم اومد!!!عروسک اژدها رو هم واسش گرفتم نمیدونم لارا کوچولو چقد بخواد باهاش بازی کنه خودم که دوستش دارم!       ...
5 مرداد 1391

من وکلی کار2

تا الان که دارم اینو مینویسم شنبه خوبی رو شروع کردیم.کلی کاری رو که داشتم استارت زدیم و با مامان بزرگ رفتیم سرویس خوابو لباس و وسایل دیدیم.من یه مدل خیلی نااااااااازو پسندیدم که مامان بزرگ و بابابزرگ باید برن و سفارش ساختشو بدن تا حاضر شه. وای من از خیال پردازی میمیرم! برام جالب بود که چندتا مغازه که رفتیم رنگ سفید خواستم همه گفتن کسی سفید نمیخواد .چرا آخه؟؟؟؟؟؟؟؟ من که عاشق سرویس خواب سفید و سادم! یه مدلی که پستدیدم شبیه تخت خواب باربی میمونه!فقط تختش برا کوچولو تا 3-4 سالگی بزرگه و برا همین یه تخت-ننوی کوچولو هم خریدیم که تا اون موقع تو اون بخوابه. اونم خیلی خوشجل بید! حاضر که شدن عکساشونو با کمال میل میذارم اینجا! چند تکه لباسم براش خ...
5 مرداد 1391